جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
546
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
بهحساب آورد ، زيرا علت واقعى و سبب اصلى آن مربوط به خود مسيحيان بود كه اديان رومى را مسخره كرده و به « خدايان باطلى » كه مردم روم هوادار آنها بودند ، فحش و ناسزا مىگفتند ، در صورتى كه قانون روم به مردم اجازه مىداد به آنچه مىخواهند ايمان بياورند ، ولى شرط آن اين بود كه به معتقدات ديگران احترام بگذارند . و در واقع اين قانون شامل حال آنان شد و اين را نبايد فشار و سختگيرى ناميد ! . اما در موضوع برده : سيستمها و برنامههاى رومى با ساير نظامهاى اجتماعى دنياى قديم ، در اين زمينه اختلافى نداشت و شما ديديد كه كانليوس يكى از رهبران فكر دمكراسى در روم بردگان را از تودههايى كه براى آنها حقوق و آزادى مىخواست ، مستثنى مىكرد . و متأسفانه بردگان در سراسر امپراطورى روم ، انواع و اقسام سختگيرىها و فشارهايى را متحمّل شدند كه جز در « بابل » نظير آن را در جاى ديگر مشاهده نشده بود . و بسيار ديده شد كه بردگان روم زنجيرهاى بندگى را پاره كرده و در زير ضربات ظلم و ستم سخت و كشنده ، بهشورشهايى دست زدند ، ولى اين انقلابها به وحشيانهترين شكل ، سركوب مىشد و اين وضع حتى در دوران رژيم جمهورى نيز وجود داشت . بهراستى براى آن تاريخ انسانيت كه بهوجود « ابراهام لينكلن » و « ژان ژاك روسو » افتخار و مباهات مىكند ، بسيار زيبنده است كه در آن هنگام كه سخن از برده و بدبختىهايش بهميان مىآورد خواه اين وضع در روم باشد يا بابل ، و خواه اين سخن درباره بردگان جنوب آمريكا باشد يا بردگان شهر بصره صفحات سياه خود را روى هم گرد آورد و آنها را بهدست شعله آتش